در مملکتی که هفده نفر از بهترین فرزندانش برای حقوق اولیه انسانی‌شان مجبور به اعتصاب غذا باشند،

کشوری که در حضور معاون دادستان از زندانی هتک حرمت می‌شود،

سرزمینی که ماموران اطلاعاتیش در پاسخ به یک اعتراض ساده زندانیان را تهدید به کهریزکی کردن اوین می‌کنند؛

خب دور از ذهن نباید باشد آن‌که برای گوهری تابان شدن ایران، خون‌دل‌ها خورده تاب نیاورد و برود...

محمد نوری درگذشت، ما ماندیم و جمع دگران، بدگهران...

پ.ن: ضمن عرض تسلیت به اهالی دل، عنوان و کل مطالب این پست برگرفته از وبلاگ "تلخ،مثل عسل"می باشد که لینکش در پیوندهای وبلاگم هست. می خواستم در غم رفتن محمد نوری چیزی بنویسم، دیدم به آن زیبایی و موجزی که آنجا نوشته شده است، از من برنمیاید.همان را کپی کردم. با سپاس فراوان از صاحب وبلاگ وزین"تلخ،مثل عسل"