از مردن می ترسم. از اینکه نمی دونم بعدش چی می شه. از اینکه باعث می شه فرصتمون تموم بشه

مثل سوت آخر بازی می مونه. اگه خوب بازی کرده باشی برات خوشاینده. اما وای به حال وقتی که منتظر یه فرصتی برای عوض کردن نتیجه به نفع خودت. و این مرگ، این سوت آخر بازی، بهت می گه: باختی! تموم شد!

اون که می گفت:"هرگز از مرگ نهراسیده ام" شاملو بود. من می هراسم و متنفرم از بوی کافور، پارچه های سیاه و شیون همسایه ها...

-----------------------------------------------------------------------------------------------

*جمله ای از استاد عالیقدرم محمد شمس لنگرودی/ص142کتاب تاریخ شفاهی ادبیات معاصر ایران. نشر ثالث

----------------------------------------------------------------------------------------------

**دوازدهم تیر سالروز ترور آزادمرد روشنفکر ،شاعر شهید،میرزاده عشقی بر آزادگان تسلیت باد.فقط سی و یک سالش بود که کشتنش وگرنه شاعر بزرگی می شد همینطور که مبارز بزرگی بود...حیف شد.