لبخندهای مشکوک
دیروز در محل خانه شاعران ایران جلسه ی پرسش و پاسخ در باره شعر امروز بود با حضور استاد محمد شمس لنگرودی عزیز، جای همه ی دوستان شاعر و اهل ادبیات که حضور نداشتند،خالی، بسیار صمیمی و پر بار بود. شمس با همان لحن صمیمی و شوخ طبعی خاص خودش گفت: " ما دو تا کتاب دادیم برای آقای ارشاد، یکیشو اجازه دادند: رسم کردن دست های تو ،یکیشم اجازه ندادند. هنوزا بعدن حتمن اجازه می دن بنام: صبح آفتابی تان به خیر، گرگ برفی"
همه اینها را گفتم تا شعری از آن کتاب مجوز نگرفته که جناب بهاء الدین مرشدی لطف کرده اند و آن را در وبلاگ جناب شمس گذاشته اند را اینجا بگذارم تا در لذت خوانشش شریک شویم:

لبخند همهمان کمی مشکوک است مونالیزا!
همهمان بار داریم
و نمیدانیم
در دلمان چیست
همه آویزانیم
و چشم به راه خریدارانیم
لبخند همهمان کمی مشکوک است
چه کنیم،
خالقمان
داوینچی نبود.
+ نوشته شده در سه شنبه ۱ تیر ۱۳۸۹ ساعت ۱۲ ب.ظ توسط سارا سرايي
|