مردی برای تمام فصول
کجاست کاوه ی آزاده ی زمانه ی دیگر؟" / خسرو گلسرخی
بخش هایی از دفاعیات زیبای خسرو گلسرخی در دادگاه نظامی شاه:
ان الحیاه عقیده والجهاد.
من
در این دادگاه برای جانم چانه نمیزنم، و حتی برای عمرم. من قطرهای ناچیز
از عظمت و حرمان خلقهای مبارز ایران هستم. خلقی که مزدکها و مازیارها و
بابکها، یعقوب لیثها، ستارخانها و حیدر عموغلیها، پسیانها و
میرزاکوچکها، ارانیها و روزبهها و وارطانها را داشته است...اتهام
سیاسی در ایران نیازمند اسناد و مدارک نیست. خود من نمونه صادق این گونه
متهم سیاسی در ایران هستم. در فروردین ماه، چنانکه در کیفرخواست آمده، به
اتهام تشکیل یک گروه کمونیستی، دستگیر می شوم.
تحت شکنجه قرار میگیرم (در اینجا یک نفرمیگوید: «دروغه») و خون ادرار
میکنم. بعد مرا به زندان دیگری منتقل میکنند. آنگاه هفت ماه بعد دوباره
تحت بازجویی قرار میگیرم که توطئه کردهام. دو سال پیش حرف زدهام و اینک
به عنوان توطئهگر در این دادگاه محاکمه میشوم. اتهام سیاسی در ایران،
این است.
زندان های ایران پر است از جوانان و جوانهایی که به اتهام
اندیشیدن و فکرکردن و کتاب خواندن، توقیف و شکنجه و زندانی میشوند. آقای
رییس دادگاه! همین دادگاههای شما آنها را محکوم به زندان میکنند...

رئیس دادگاه: «از شما خواهش میکنم از خودتان دفاع کنید.»
گلسرخی: «من دارم از خلقم دفاع می کنم . . .»
رئیس دادگاه: «شما، به عنوان آخرین دفاع، از خودتون دفاع بکنید و چیزی هم از من نپرسید. به عنوان آخرین دفاع اخطار شد که مطالبی، آنچه به نفع خودتان میدانید، در مورد اتهام بفرمایید.»
گلسرخی: «من به نفع خودم هیچی ندارم بگویم. من فقط به نفع خلقم حرف میزنم. اگر این آزادی وجود ندارد که من حرف بزنم، میتوانم بنشینم و مینشینم . . .»
رئیس دادگاه: «شما همون قدر آزادی دارید که از خودتون (گلسرخی: «من مینشینم . . .») به عنوان آخرین دفاع، دفاع کنید.»
خسرو گلسرخی: «من مینشینم. من صحبت نمیکنم."
شهامت و شهادتی اینچنین حماسه ای ست ستودنی. یادش زنده و نامش در صحیفه ی انسانیت جاودان باد